ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ آذر ،۱۳۸۸  

چرا شیعه شدم ؟


کلمات کلیدی:
 
چقدر نفهم بودن در سرزمین ایران صرف دارد
ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ آذر ،۱۳۸۸  

چقدر نفهم بودن در سرزمین ایران صرف دارد !؟چقدر مردم دوست دارند نفهم باشند و ونفهم ها برایشان حکومت کنند و آنان فقط پول در آورند وبه رسم حیوانات بخورند و بخوابند و شهوت رانی کنند و در آخر بمیرند ...واین غم انگیز ترین تراژدی زندگانی انسان ومسلمان و بالخصوص یک شیعه میتواند باشد ...

وتو ای خرما فروش غریب در شهر کوران! چه زیبابود تنت بر نخل خانه ات .

تن توبیرق سپاه حق بر علیه باطل درتمام روزها تا قیامت است .ای کاش از تو یاد میگرفتیم که بردن نام مقدس علی کافی بود تا کشته شوی !

وخون کودکان بیگناه شیعیان یمن ! بر زمین ریخته میشود وهمه جرمشان اسم علی ست که بر گرده میکشند در راه تاریخ .

چقدر بدم آمد از اینگونه ایرانی بودن و شیعه ماندن ! سرزمین مادری ام را به من باز گردانید .افقی را میجویم که در انتهای آن پرچم لا اله الا الله نصب است .

طریقت من ! از این بزدلان سیاست پیشه کفتار صفت سواست .  ! من متولد شده ام که بهشت را با شهادت بدست آورم نه با نماز و روزه وتکرار مکرراتی که شمر وابن ملجم هم آنرا بلد بودند.

 

 


کلمات کلیدی:
 
پرده دارها مست میشوند
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ آبان ،۱۳۸۸  

شراب را خورد با ریس سابق کاخ سفید

در میهمانی شیطان !

او جامش از کاسه سر فلسطینی هاست .

جنس آن خوب است

وشرابش هم خون مظلومان عالم

بنوش به سرسلامتی شیطان

که تورا انتخاب کرد تا جانشینش در ارض باشی

با توام ای رهبر وهابی قبله مسلمانان !

با توام ای شاه که تاجت را نه روی سر که روی شکم گذارده ای !

ای ابن سعود ! ای ابن الجهود ! بکوب خنجرت را به پشت مسلمانی که تورا سنی می داند...

تو دشمنت  منم ! که نام علی را به ارث برده ام ! یهودی اسرائیلی برادر خوانده توست !!

نه ! محمد پیامبر مسلمان یهودی پرستی چون تو نیست ..

سنی ! سنت یامبر تو شراب را حرام می داند وچه بد که کعبه را با دهانهای کثیفتان غسل می دهید .

وگامهای نجس پادشاه کشور شیطان که کعبه ما را در خود اسیر دارد به آنجا می رسد...

نه ! طوافشان از عشق نیست که از مستی شرابی ست که نوشیده اند !

صبحتان  به خیر ! حمام حاضرست سرورم .در وان هم شیرست هم قطره ای شراب ...

حاجی پادشاه عزیز ! حجکم وشرابکم مقبول. اشاره کن تا  دوباره کاسه ای از جمجمه های فلسطینی بیاورند تا در ان خون بنوشی با طعم انگور اسکاتلندی !

باغشان آباد که خادم  مست حرمین شریفین را زنده  نگه داشته اند .

ومسلمان سنی ! سنت محمد  پیامبر دین تو این نبود  که شراب خورها امام جماعت وسنت تو باشد.

هرچند  اسرائیل غده ای سرطانی ست ! اما وهابیت عربستان وحکومت آن hiv  حاد است که به جان اسلام تو افتاده ست .


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۳:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ آبان ،۱۳۸۸  

 

خدای من ! ازاین سوختن ها وزجرکشیدن ها نمی گریزم ! ودلم میخواهد هرروز که از خواب بر می خیزم بایاد یتیمان وبی پناهان وگرسنگان ومظلومان وستم دیدگان به شب برسم .

وشب را وسحر را با اشک هایم ! شعله های همیشگی دلم را برای رقص ! آب وآتش به وجد آورم .

تفکراتم را هرروزدرغم کودکان بی پناه فلسطینی وآفریقایی وهمه مظلومان ومستضعفین مخلوط کن ! تاازآن شعوری برآید که برمیزان درک وفهمم  ازدرد ورنج ها ی این غریبان ازچشم افتاده  بیفزاید .

پروردگار من ! برای گداخته شدن درتنورابتلا ئا ت وآزمایش هایت آماد ه ام ! بگذار عیار من مشخص شود تا اگر مدعی هستم در کشاکش آن ازمدار عشقت بیرون شوم . واین محبت بی دریغ خودت ! بلا وآزمایش را از من دریغ مدار .

حبیب من ! ای خداوند غریبان و مظلومان ! ای دوست  وای ناجی ضعفا ! آنگونه که علی (ع) را در محبت ورزیدن به تنگدستان وفقرا وجهاد در همه زمینه ها سرشار از عشق نمودی واین انسان کامل را در تلاش وزحمت وهمت برای آسایش بی پناهان بی تاب نمودی !؟ پیمانه جان مرا نیز اینگونه پرکن تا درحضور مولود کعبه تو رویم سفید باشد.

وتنم را از هرچه آلودگیست خودت مصونش بدار تا در راه رساندن آسایش به مستضعفین ومظلومین در رقص مرگی زیبا به رنگ زیبای خونم خضابش کنی .


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ آبان ،۱۳۸۸  

 وزادگاه من سرزمین غریب توست ! وحکایت غربت تو وکودکان سرزمین تو مرا می کشد.

 


کلمات کلیدی:
 
سرزمین مادری!!!
ساعت ۳:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ آبان ،۱۳۸۸  

سرزمین مادری هر فرد میتواند به خاک کشوری گفته شود که هر فرد در آن زاده شده است وبه آن خاک تعلق دارد اما برای من مسئله جور دیگری ست .

وقتی میبینم که نمیتوانم گرسنگی کودکان سیاه آفریقایی را تاب بیاورم ومدت مدیدیست که هیچ غذایی هرچند خوشمزه و! ازگلویم پایین نمیرود ودرهنگام بلعیدن غذا انگار هزارچشم گرسنه به دستانم ودهانم خیره اند ویا دلم از کشته شدن کودکان فلسطینی دیگر جایی برای دوست داشتن کسی یا چیزی برایم باقی نمیگذارد ! وهرلحظه وثانیه نمیتوانم بی یاد آنان سرکنم !

وبا دیدن رنگین پوستان به یاد تبعیض های گوناگون دیگران در حقشان می افتم نمیتوانم خود را متعلق به کشور خودم بدانم .آری تو و دوستانم شایدمرا ایرانی بدانید اما من از کودکی دوست داشتم فرزند سرزمین های مظلوم وغریب مانده در کره ارض این گهواره معلق در آسمان لا یتنهی باشم وفقط آندم که عدالت را در سراسر ارض محقق شده ببینم وبتوانم برای رسیدن به آن قدمی بردارم میتوانم خویش را ایرانی بنامم ...

من فرزند تمام سرزمینهای غریبم وهمسنگر مجاهدان غریب درتمام جهان که با زر و زور تزویر میجنگند.

 


کلمات کلیدی: